محمد ربيع بن محمد ابراهيم
12
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
لطف يزدانى به جوش آمد ، و بدستيارى الياس عنايت سبحانى سنبوكها « 1 » بر آب انداخته بپاى كشتى آورده لنگرها را در ميان آن گذاشته ، به قدر دو ميدان دور برده كشتى را به طرف مقصود كشيدند ، اين بندگان باقبال بيزوال ابدى الاتصال از آن مهلكهء پروحشت و ملال خلاصى يافتند ، و چون معلم آفتاب از عرشه فلك به دبوسه « 2 » مغرب زمين شتافت ، رفتهرفته بادى كه بمضراب تحريكش تار ريسمانهاء فلك در پرده با ناهيد فلك در جنگ بود ، دست از راه راست برداشته مقام مخالف را شد و تا دو روز درينمقام درنگ كرد ، و بعد از آن حافظ آوازش سر از دائرهء اطاعت پيچيد ، و پاى گفتار بدامن خموشى كشيد ، و باعث ازدياد محنت اين زورق نشينان بحر سرگردانى گرديد و چون اين حركت پرمشقت در عين قلب الاسد كه سباحان « 3 » آن را موسم تير ماهى « 4 » خوانند روى داد اتفاقا هوا روش باد پيمائى از سر گذاشت ، و نسيم صبا پا بدامن سكون كشيد ، و از شدت گرمى هوا عرصه دريا چون كوه مقناطيس در التهاب ، و قلب اسد از شعلهء حرارت سوزان آن به بابزن « 5 » خط شعاعى آفتاب كباب و از حدت گرما دريا چون كوره آهنگران تافته ، و مركز آب كره اثير گشته :
--> ( 1 ) - در منتهى الارب « سنبوق » بمعنى « كشتى خرد و ناو كوچك » نوشته شده و در انندراج لغت « سنبك » بضم اول و ثالث بمعنى « كشتى كوچكى كه در ركاب جهاز باشد » آمده است . در همه جاى كتاب حاضر اين كلمه با ( ك ) نوشته شده و ظاهرا در اصفهان اينكلمه را با « ك » و يا « گ » فارسى تلفظ ميكردهاند . بزرگ بن شهريار رامهرمزى در نسخهاى از كتاب عجائب الهند كه ظاهرا در سال 404 ه ( 1013 ميلادى ) نوشته شده است نيز « سنبوق » آورده ولى در رحله ابن بطوطه به صورت صنبوق ضبط گرديده است . ( 2 ) - در نسخه خطى دبوشه آمده است كه به « دبوسه » تصحيح گرديد . « دبوسه بفتح اول بر وزن سبوچه نام منزلى از جهاز و كشتى در زير عرشه كه زن ناخدا و حرم اهل جهاز در آن نشينند » . ( فرهنگ آنندرج ) ( 3 ) - در متن سياح نوشته شده كه به سباح بمعنى شناگر تصحيح گرديد . در اينجا سباح مترادف « دريانورد » به كار رفته است . ( 4 ) - در نسخه خطى « كرمانى » آمده است كه به « تيرماهى » تصحيح گرديد . ( ر ك به تعليقات شماره 7 ) ( 5 ) - بابزن : سيخ كباب را گويند . ( فرهنگ معين )